تبليغاتX
کمپانی مرام و معرفت
کمپانی مرام و معرفت

بزرگترین وب سایت خنده
برترین سایتهای ایران
سرویس وبلاگ رایگان
قالبهای رایگان
کدهای جاوا
کدهای ورزشی
تبادل لینک
ابزار وبلاگ

لينك دوستان

آیدا در آینه

اسمم را نخواهی دانست

بازی دنیا با آدمها

کلبه من

جسد

دست نوشته هایی یک دانشجو

دلبجان عشق

Miss Mitra

اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل ! (گل وحشی)

قالب وبلاگ


بازی دنیا با آدمها

میدونی تو کشورهای خارجی چی صدات میکنند ؟

می خوای بدونی چه رکوردی رو میتونی جابجا کنی ؟

میدونی بچه گیات چه شکلی بودی ؟

داستان زندگی تو شبیه کدوم فیلمه ؟ فیلمه هم ببینید؟

دوست داری بدونی همسر آینده ات چه شکلیه ؟

What Animal Are You?

What flower are you?

What's your ideal job?

یا یار

اشکان لات بی خطر

پیله تنهایی شروع پروانه

Its My Life

چگونه قلبم را فریب دهم

سکوت زبان ناگفته فرشته هاست...؟

لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد

آغازی از ققنوس با اعتراف

آغازی از آیدا

میدونی بچه گیات چه شکلی بودی

همکلاسی

آرشیو پیوند های روزانه

امكانات جانبي

rss 2.0

سکوت زبان ناگفته فرشته هاست...؟

تقدیم به همه ی اونایی که ، حتی تو تنهاییهاشونم نمی تونند گریه کنند...!

به اونهایی که گریهاشون رو تو خواب میکنن یا اونهایی که گریه هاشون براشون

 شام ونهار شده ولی کسی خبر نمیشود و اگر کسی هم خبر شود جرات

اینکه به اون چشم هایی گریون نگاه کنن رو ندارند

همه اش حرف رفتن بود حتی قبل از آمدنش خیلی راحت حرفاشو می زد مثل

 اینکه از قبل همه چیز می دونست آره ساده گفت میرم و رفت

همیشه کسی که با هاش یه عمر خندیدی رو میتونی از یاد ببری

ولی کسی که حتی یکبار باهاش یا براش گریه کردی رو نمیتونی از یاد ببری

 وانتظار نتظار واژه غریبی است  که روزها و ماهها با آن خو گرفتم و حتی نگذاشتم اون کسی هم که منتظرش بودم بفهمد.

 و شاید همین سکوت بوده که به داد من رسیده و سکوت زبان بی زبانی من

و زبان ناگفته فرشته هاست سکوت آخر فریاد هایی و آخر حرفهایی سند دار و معتبر من هست .

 

دروادی ذهنم قدم می زنم و در می یابم که هر گاه عشق را با عقل همراه

 کردم عشق زیر پای عقل پرپر شد و تاوان این کار نیز مرا سخت می آزارد

و این را دستان ظریف احساس خوب می فهمد که چه سخت است

پرنده ی بلند پرواز عشق پرپر شود و چه تلخ است مرهمی برای بال های

 این پرنده ی زخمی نباشد

.پرنده ی زخمی ذهنم به دستی جز دست مهربان خدا مرهم نمی پذیرد و

 جز به نامی از نام خدا یار نمی گوید ذهن من خسته از هر عقل و معادله ای است

من عشق را در معادله نمی برم و تو عشق را حتی عشق را در معادله می بری

 و اگر پاسخ درست را به دست آوردی عاشق می شوی پس از من نخواه که در مورد عشقم به عقل ام برگردم

چون مطمئنم من بازنده هستم و فقط با این کارم پرنده ذهنم بیشتر و

بیشتر زخمی می شود و شاید تو به خود هم عکس این حرفای من را تلقین

کنی ولی به یاد داشته باش که این دیوانگی ایست

که پرنده بلند پرواز عشق را پرپر کنی آنهم زیر پاهای بی رحم عقل...!

و در آخر هم این داستان رو براتون میگزارم خوش باشید

دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.

دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم

يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره.

 بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت

و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش .

قلبت پنچر نشه گلم خیلی دوست دارم نظرتون را در مورد این پست بدونم.

                      nosenjan

    

شنبه هفتم مرداد 1385 |

موضوعات

موبایل

دل نوشته ها

معرفی سایت

طنز و سرگرمی

شعرهایی عاشقانه

مطالب اخیر

متغییر با دامنه بینهایت

تو هم با من نبودی ....!

I am not new

زندگیم....!

پیچیده نباشیم که پیچیده خراب است...!

یوسف یا .........

تنهایی

اصلا وارد نشوید!

کاش...

Designed by parstheme